بحران شیفت ممکن - شیفت محتمل

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

پیش تر در "بحران انتحار" گفته ام که کم ترین اثر انتحار در من، قرار یافتن روحی ناآرام و آرام گرفتن ذهنی مشوش است؛ روح و ذهنی که "من" را ساخته اند. انتحار کردن های متناوبم، غالبا برگشت ناپذیرند و پس از آن ها، رهایی و سبکی را تجربه می کنم، پروازی بلند...

این روزها سخت آشفته ام، آشفته ی یک پرواز، و ابرام نطفه ی یک انتحار جهت تسریع پروسه ی تولد را تحمل می کنم.به این فکر می کنم شاید بد نباشد برای یک ماه، یا بیش تر، افرادی را به طور مطلق از دایره ی تفکر ارادی ام، خارج کنم. آن افراد که هستند؟! دوستانم! خط جنونی که از یکی دو ماه پیش پی گرفته ام، این روزها به سمت دوستانم پیکان کرده و به روشنی می دانم که انتحار این بارم، متوجه بناهای عظیم و زیبایی است که با چند دوست خوب ساخته ام / ساخته بودم.

بحران: به صورت ذهنی تمام آن بناها را در هم ریخته ام، فقط نمی دانم چگونه تخریباتم را از صور ذهنی به صورتی عینی درآورم که در این بین من هم یک شکستگی دیگر به جهان "دل" ها اضافه نکنم. یعنی وضعیتی که مساوی شیفت طرحم باشد از ذهنیت صرف به عینیت کامل، بدون تجاوز به ضمیر دل.

تاملات میان متنی: جهت پیکان انتحارم بی دلیل به سمت کسی نشانه نمی رود. رنجیده ام، سخت و سگال ناک...

تاملات نازک اندیشانه: "لی لا" حواسم به شما هست. به اندکی فرصت نیاز دارم :)

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 20:30
برچسب‌ها :