بحران شهود صحبگاهی 2

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

اگر یادم بماند از آدم های زیادی فلسفی فاصله خواهم گرفت. اگر یادم بماند با آن ها که فلسفه شان را زندگی می کنند دوست می شوم و دوست می مانم. توی دلم از همه ی آدم هایی که فلسفه شان ورد زبان شان است، عذر می خواهم و همه شان را ترک می کنم. و به جاش با آن ها که فلسفه شان را بدون این که  به زبان آورند، توی دل پرورش داده اند، همبسته خواهم شد... سوال های عمیق برای یافتن پاسخ های انضمامی (و نه صرفا انتزاعی)، مفیدند؛ اگر قرار باشد ما را توی هزارتوی فکرهای پیچیده، گمراه و مستاصل کنند، همان به تر که نباشند... باید ارج بیش تری بگذارم آن ها را که به جای فکرهای متورم، زندگی هایی با حجم های زیبا ساخته اند... حرف فلسفی، سوال فلسفی، درگیری فلسفی، اگر منجر به خوب شدن حال مان نشود، نبودنش چه ضرری به عالم بشریت می زند؟!

 

پ.ن: این ها که نوشتم مربوط به سطح و ساحت خاصی از زندگی به نام زندگی روزمره است. وگرنه هر آدمی حق دارد در سطوح کاری و فکری خودش، درگیر سوالاتی باشد...

  • مطالب مرتبط
  • بحران در معرض ابتلائات
  • بحران فکرهای مزاحم
  • بحران عیدهای بی تبریک
  • بحران عددها
  • بحران بار دیگر شهری که دوست «نمی داشتم»
  • بحران خشم ملایم
  • نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 11:44
    برچسب‌ها :