بحران دنیای فرهنگی بی پرنسیب | بلاگ

بحران دنیای فرهنگی بی پرنسیب

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

به لحاظ فرهنگی، دنیا به سمتی می رود که مفاهیم "حیا" و "عفت" را بدون معنی کند. که این، از انهدام و حذف آن مفاهیم هم بدتر است! الان طوری شده که وقاحت در حرف و تفکر به مفاهیمی چون "گشودگی"، "گشودگی فرهنگی" و گاهی مفهوم کولی چون "راحتی" ارتباط داده می شود. این روند به مرور ما را از "ارزش" خالی می کند. هنجارهای جامعه ی انسانی دارند با "بی ارزشی/ارزش نداشتن" ساخته و پرداخته و تثبیت می شوند. انگار انسان ها متوجه نشدند که چه طور به لحاظ فرهنگی از ارزش و حتی ضدارزش تهی شده اند. در واقع اکنون ضدارزش، همان داشتن ارزش است! باید از لحاظ فرهنگی "گشوده" و "کول" بود و مبحث لوکس "ارزش"مداری و "ارزش"گذاری را به زمینه های اقتصادی سوق داد... دنیا شده جایی که انسان ها به طور ناخودآگاه ارزش های اقتصادی را به صورت فرهنگی، فهم می کنند... چه تراژیک...

دیروز فکر می کردم "شرم انسانی" وقتی به موقع و به جا باشد چه قدر زیبا و چه قدر تحسین برانگیز است. دیروز از فکرم می گذشت که "وقاحت" را جایگزین "وقار" کرده اند و برای این که دافعه اش تبدیل به جاذبه شود اسم وقاحت را گذاشته اند "راحتی". با این استحاله، گرچه "معنا" و "نفس عمل"، همان "دریدگی" است اما با اسم جدید، منطق انسان معاصر برای پذیرش آن به لحاظ فرهنگی راحت تر عمل می کند. یعنی نه تنها آن را پس نمی زند، بلکه تلاش می کند برای "کول" بودن، "راحت" بودن، "گشوده"بودن، دریده بودن...

هنوز هم بعد از نگاه کردن به دنیای پر تلاطمی که از تصادم مدرنیته و سنت برای ما ساخته شده، جای خالی "ارزش"مداری مرا به حسرت می برد. فکر می کنم دنیا علاوه بر "کول"های تهی از ارزش و ضدارزش، به زاهدان اخلاقی نیز نیاز دارند. من، جای خالی زاهدان اخلاقی را که با دیدن شان به دل پذیری ساحت "اخلاق" پرت شوم را هضم نکرده ام...

انگار چیزی زیباتر از طمانینه های فکری و زبانی، هنگام گفت و گو، انسان را جذاب نمی کند. وقتی از "طمانینه ی فکری" حرف می زنم، منظورم مکث هایی است که آدم ها در برابر برخی کلمات، مفاهیم و پدیده ها دارند. یک جور ریاضت هنگام صحبت! آه چه زیبا! چه زیباست ریاضت کشیدن و هر حرفی و هر مفهومی را با هر مخاطبی در میان نگذاشتن...

بحران: این ها که نوشتم، انتزاعی نیستند؛ همه را تجربه کردم/با چشم خودم دیدم! با چشم خودم دیدم که چه طور ارزش ها  دود شده اند و به هوا رفته اند و جای آن را یک "پوچ" عظیم در انسان ها پر کرده است... آخ که تجربه ی تلخی بود...

بحران,دنیای,فرهنگی,پرنسیب,...
نویسنده : بازدید : 16 تاريخ : جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 1:04