بحران علم پرستی به مثابه علم ستیزی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

همه جای دنیا همین طور است که تحصیل کردگانش این طور با تیشه به ریشه ی سنت می زنند؟ نمی فهمم وقتی «علم» و «علم مدرن» توجه افراد را جلب می کند، چرا فلسفه ی علم مدرن برایشان تامل برانگیز نمی شود؟

غرب زدگی و غرب پرستی را تقریبا توی همه ی وجوه علم پرستی اطرافیانم می بینم. این تمایلات، از این جهت که ترویج نوعی عقلانیت است، برایم خوشایند است؛ اما از طرفی دارم می بینم این پرستش و گرایش شدید به علم جدید منجر به این شده که با دیده ی تحقیر به سنت علمی گذشتگان نگاه کنند.

الان علوم انسانی خوانده های ما حتی نمی توانند تصور کنند علمی از سنت ما و متون آن استخراج شود که «سوژه محور» نباشد. می دانم علوم وقتی پسوند «انسانی» می گیرند ربطِ سهل و ممتنعی با مفهوم «سوژه» پیدا می کنند؛ اما نمی فهمم چرا پر و بال دادن به مطالعات حاشیه ای علم (علم جدید) را با دیده ی تحقیر می نگرند. انگار آن ها که قصد و آهنگِ برساختن دنیای علمی نوینی دارند، مجانینی از دل تاریخ و از اعماق گذشته ای سیاه اند...

اگر عده ای همدل پیدا می شدند، از دل همین مطالعات علوم انسانی بومی یا اسلامی که اصطلاحات شان هم مضحک نمایش می شوند و به مضحکه گرفته می شوند؛ شاید شاید شاید بنای علمی گذاشته می شد اصلا غیر از علوم انسانی... می خواهم بگویم شاید علوم انسانی جدید نتوانیم تاسیس کنیم، اما این مطالعات هفتاد سال بعد منجر به استقرار نوعی از علم جدید با ماهیت و کارکرد و حوزه های شمولِ متفاوت شود... چرا با این تفکر باید مخالفت شود؟

این جاست که به این نتیجه می رسم که غالبا در دل علم پرستی های افراطی، ضدیت با علمِ عمیقی نهفته است...

بحران: علم ستیزی اصحاب علم!

تاملات میان متنی: کاملا واقفم بخشی از واکنشی که در دانشگاهیان نسبت به مطالعات بومی علم به خصوص در علوم انسانی وجود دارد، ناشی از نقش مخرب حکومت در پیشتیانی و تولی گری در این نوع مطالعات است. اما به نظرم دانش آموخته ی علوم انسانی باید زیرک تر از آن باشد که در دام چنین بازی خطرناکی بیفتد. در واقع پدیده ای که الان با آن مواجهیم «نقد سنت» را معادلی برای «نفی سنت» تلقی می کند و از همه ی توان و نیروی خود برای نفی، طرد و حتی انکار سنت استفاده می کند...

تاملات بعدمتنی: حرف بسیار است...

  • مطالب مرتبط
  • بحران در معرض ابتلائات
  • بحران فکرهای مزاحم
  • بحران عیدهای بی تبریک
  • بحران عددها
  • بحران بار دیگر شهری که دوست «نمی داشتم»
  • بحران خشم ملایم
  • نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 20:25
    برچسب‌ها :