رنک الکسا شما بروز شد : 0 بحران های من

بحران های من

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

فکر می کردم توی گروه ب با آدم هایی مواجهم که قرار است بدون الزام ها و ابرام های معمول سازمانی و با «توجیه» موقعیت ها، کار را پیش ببرند.

این چیزی بود که من از رفتار دموکراتیک آقای ح درباره ی ماهیت گروه ب فهمیده بودم...

این چند روز که پی گیر یک هماهنگی کوچک بودم، متوجه شدم قوام نیافتن گروه به خاطر ذهن استبداد خواه افراد است. انگار برای امری که کاملا در «اختیار» خودشان است، کم تر ارجحیت قائل اند؛ و ترجیح شان «اراده های ساختاری و سازمانی از پیش تعیین شده و خارج از کنترل»شان است...

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 23:07
برچسب‌ها :

بر تهران شبی گذشت و بر من سالی...

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 23:07
برچسب‌ها :

بی تاب تر از همیشه در پرستشم، خدا تر از همیشه با منی...

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 18:50
برچسب‌ها :

خدایا مرا در ماه رحمتت دریاب

که شب های بی شماری انتظارت را کشیده ام

و آرزویم از تفصیل لحظه های نماز، تنها خود تو بوده ای

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 4:37
برچسب‌ها :

ذهن عین بیمار شده. توی هزارتوی یاس و استیصال گیر افتاده. هر چه قدر برایش توضیح می دهم باید باور کنی که حالت به تر می شود، قبول نمی کند که نمی کند که نمی کند... باور نمی کند که نمی کند که نمی کند...

بحران: روزگار چه بلایی سر آدم ها می آورد که از درونی ترین دارایی های شان، یعنی همان امید و آرزو، نمی توانند مراقبت کنند؟

بحران دو: قدرت ذهن بیش تر است یا نیروی روزمرگی های پر یاس؟

تاملات بعدمتنی: خوب شد که انرژی لازم را برای مواجهه با عین ناامید داشتم.

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37
برچسب‌ها :

فردا به دیدنم می آید... به خودم قول داده ام حضور آرام و مقتدری داشته باشم...

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37
برچسب‌ها :

نوشته های میم.یا به طرز مشخصی مرزهای تبلیغات سیاسی را درنوردیده. توی هر نوشته هم، رنگ احساسی غلیظی توی چشم می زند، احیانا برای اثرگذاری بر مخاطب عام تر. دال گفت نقطه ی تاریک قصه ی میم. یا آن جاست که در پایان هر نوشته اش به روزنامه نگاران سیاسی نویس فحش های محترمانه نثار می کند... موافق بودم اما به ملاحظه ی خاطره ای که از آن گروه داشتم سکوت کردم.

بحران: آدم همه چیز را که نباید بگوید!

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37
برچسب‌ها :
امروز فهمیدم چه قدر تنهام... دلم می خواست درباره ی علوم انسانی اسلامی عمیق تر شوم. از سخنرانی به وجد آمده بودم. هیجانم را با سین مطرح کردم. سین پایه ی بحث خوبی است. گرچه کارمان غالبا به مشاجره می کشد. چون مقابل هم گارد می گیریم. این بار اصرار داشت از
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37
برچسب‌ها :

این روزها بدون این که اراده کنم مطالب مافوق خوبی برای خواندن دستم می رسد، یکی دو تا کتاب فوق العاده را هم شروع کرده ام. از خوش حالی تقریبا دارم دیوانه می شوم!

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37
برچسب‌ها :

صحنه های بمب باران هوایی انقدر اثرگذار بود که نتوانم منقلب نشوم.

.

.

.

ویلایی ها را دیدم.

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد